تبليغاتX
.•:*¨`*:•الهه شرقى.•:*¨`*:•






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


.•:*¨`*:•الهه شرقى.•:*¨`*:•

 

 

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

یکی را دوست دارم ولی او باور ندارد

یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم

 و لحظات سرد  زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم !

کسی را دوست دارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید

و هیچگاه نمی توانم دستانش را بفشارم !

یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ،

همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد !

یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ،

 او برایم یک دنیاست

یکی را برای همیشه دوست دارم ،

 کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا !

کسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه

 از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم

یکی را تا ابد دوست دارم ،

 کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که

او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است

یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم ،

 کسی که نگاه عاشقانه ی مرا ندید

و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود

آری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم ،

کسی که لحظه ای به پشت سرش

نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم

کسی را دوست دارم که برای من بهترین است ،

 از بی وفایی هایش که بگذرم

برای من عزیزترین است !

یکی را با همین قلب شکسته ام ،

با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست دارم !

کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست ،

اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا دارد !

یکی را دوست دارم

با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما ..........

من دیوانه وار تنها او را دوست دارم !

+نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت1:39توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

 

 

  

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره

هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره

نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه

چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره

من وتو،من وتو ،من وتو

هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم

خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم

نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما

يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم

ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما

گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه

ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه

گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن

اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من 

من وتو ،من و تو ،من وتو هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم

خسته از اين قصه هاييم هم صداي بي صداييم 

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت19:19توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

       کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازش کنم....

      و فاصله بینباورم نمیشود که از من اینهمه دور هستی  من و تو بیداد میکند....

      کاش می توانستم دستانت را بگیرم و با تو به اوج خوشبختی بروم....

      کاش میتوانستم بوسه ای بر گونه مهربانت بزنم.... ای کاش ، کاش ، کاش...

    دلم بدجور هوای تو را کرده عزیزم... دلم بدجور در حسرت دیدار تو هست

    ای بهترینم....

    باورم نمیشود ، این همه فاصله در بین من و تو غوغا میکند

     و دریای غم و دلتنگی در قلبهایمان طوفان به پا میکند ، امواج تنهایی مثل

     خنجر در قلبهایمان مینشیند ....

     و ای کاش در کنارم بودی ... کاش بودی و دلم را از امید و آرزوهای انباشته شده خالی میکردی....

     باورم نمیشد ، سخت است باور کردنش ، با نبودنت در کنارم گویا

      در این دنیا تنهای تنهایم .... بی کس ، بی نفس ، میروم با همان پاهای خسته ، در جاده ای

      که به آن سوی غروب خورشید ختم شده است....

    کاش که تو در کنارم بودی....آنگاه دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش نداشتم....

     سخت است ولی باید نشست در گوشه ای و گریست و انتظار کشید تا تو به سوی من بیایی...

     و ای کاش تو در کنارم بودی ، باورم نمیشود رفته ای و بار سفر را بسته ای ،

      دلم بدجور برای تو تنگ است ...

      باورم نمیشود که نمیایی...

 

+نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت17:39توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

اگه بگم که قول می دم تا همیشه باهات باشم...

اگه بگم که حاضرم فدایِ اون چشات بشم...

اگه بگم تو آسمون عشقِ من فقط تویی...

اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی...

اگه بگم قلبمو من نذرِ نگاهت می کنم...

اگه بگم زندگیمو بذرِ بهارت می کنم...

اگه بگم ماهِ منی هر نفسِ راهِ منی...

اگه بالِ منی لحظه ی پروازِ منی...

میشی برام خاطره ی قشنگِ لحظه ی وصال...

میشی برام باغبونِ میوه های تشنه و کال...

میشی برام ماهِ شبای بی سحر...

میشی برام ستاره ی راهِ سفر...

ولی بدون هر جا باشی یا نباشی مالِ منی...

+نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت20:48توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

آرزومه كه يه روز

تو كلبه ى قشنگمون

يه شب صاف مهتابى

با ديواراى عنابى

دست بكشم رو گونه هات

خیره بشم به اون چشات

حس کنم کنارمى

تو آغوش گرم منى

سرت رو شونه هام باشه

دستات  توى دستام باشه

نگات تو چشم من باشه

لبات روی لبهام باشه

از عشق هم گر بگيريم

ازامروز و فردا بگيم

با اين دلهاى پاكمون

يه جشن كوچک بگیریم

 

+نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت13:2توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

 

 

عذاب رفتن تو هیچ وقت نشد باورم...

به آخرش رسیدم نفسمو می شمرم...

یادت میاد قدیما دیوونه بازیامون؟؟؟

کجایی تا ببینی گوشه نشستنامو؟؟؟

اون دلی که واسه تو می زد به آب و آتیش...

بازی شده تو دستات رفتی و شکستیش...

بیا ببین چه ساده توی خودم شکستم...

رفتی و جا گذاشتی یه عکس کهنه رو دستم...

این دل ساده رو باش...

میگه میای تو بازم...

طفلی مثل قدیما دوستت داره هنوزم...

بر نمی گردی پیشم اومدنت دروغه...

برام خبر آوردن خیلی سرت شلوغه...

دل کسی رو نشکن...

نذار سیاه شه دنیات...

حرفی دیگه ندارم...

گلم٬ خدا به همرات...

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

پشت شیشه های بزرگ دلتنگی گریه میکنم و آرزو میکنم که کاش برای یک لحظه

فقط یک لحظه آغوش گرمت را احساس کنم ، میخواهم سر روی شانه های مهربانت

بگذارم تا دیگر دل آتشینم برای لحظه ای آرام گیرد ، تو مرا به دیار محبت ها بردی و

صادقانه دوستم داشتی . من و تو ما شده ایم پس نگذار زمانه ی بی رحم دلهایی را

که از هم جدا نشدنی است را به درد آورد ، دلم را به تو دادم و کلیدش را به سوی

آسمان خوشبختی ها روانه کردم ، چه شب ها که تا سحر به یادت با گونه های

خیس از دلتنگی ها به سر بردم چه روز ها با خاطراتت نفس کشیدم پس تو ای

سخاوت آسمانی من... مرا دریاب که دیوانه وار دوستت دارم...

+نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت16:25توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

 

امروز باز اين من بودم كه ضربان يك لحظه ديدنت ایستادم

و در اتش غرور سرخى نگاهت سوختم

و تو مثل هر بار ديگر 

اضطراب نديدن را در چشمان بي قرارم ديدى

حسرت رفتنت را از سكوت نگاهم شنيدي و رفتي

اينبار تلخ تر از هر بار

ميدانى؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اتش نگاهت هنوز ديدگانم را مى سوزاند

و اشك مرهمى نيست بر اتش دل

با اين همه دل به اين مى كنم كه عطر ابى

نفس هايت در ميان خالى اندوهناك اين شهر پراکنده است

معنى باران!!!!!!!!

چگونه التماست كنم كه بمانى و حجم انبوه تنهايى ام را سيراب كنى؟؟؟؟؟؟؟؟

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

درشهرعشق قدم میزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان خیلی تعجب کردم تاچشم کارمی کردقبربودپیش خودم گفتم یعنی این قدرقلب شکسته وجودداره؟یکدفعه متوجه قلبی شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهای روی قبرراکنارزدم که براش دعاکنم وای چی میدیدم باورم نمیشه اون قلبه همون کسیه که چندساله پیش دله منو شکسته بود...

+نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت15:11توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

 

 هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم. یاد گرفتم به خاطر کسی که دوسش دارم باید دروغ بگم. یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. یاد گرفتم تو زندگیم وقتی فهمیدم طرفم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم. یاد گرفتم گریه های هیچ کس رو باور نکنم. یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم. یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com 

تو ای معنای انتظار یک لحظه بایست ، دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست،

لطف کن یک لحظه بایست و فقط یک جمله بگو :

" تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست ؟! "

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com 

اگر بدانم که دلتنگ منی ، و دلت همیشه با من است دلم را فدای آن قلب مهربانت

میکنم!

اگر بدانم که مرا دوست داری و تنها آرزویت من هستم تا آخرعمرم عاشقانه برایت

میخوانم

اگر بدانم که برایت ارزش دارم و همه زندگی ات هستم ، تا آخرین نفس به پای تو

 اگر بدانی که میدانم ، بدون تو میمیرم ، مرا اینگونه در حسرت عشقت نمیگذاری

می نشینم و تا آخرین نفس ، یک نفس فریاد میزنم دوستت دارم!

اگر بدانی که چقدر دوستت دارم دلتنگی که سهل است دلت برای یک لحظه درکنارهم

بودن پرپر میزند!

اگر بدانی که تنها آرزوی من تویی ، روزی صدها بار آرزو میکنی که به آرزویم برسم!

اگر بدانی که همه لحظه های زندگی ام به تو می اندیشم ، تک تک لحظه ها را

می شماری و به عشق آن لحظه ها زندگی میکنی

 ترانه عشق را !

+نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت15:19توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

 

كجائي عزيزم ببيني كه تنهام كجائي ببيني چه تاريك شبهام
چي شد تو نگاهت كسه ديگه اي بود كجائي كه بعد تو غم همدمم بود
نگاهم هنوزم تو حسرت نگاهت بيا تا بريزم اشكام و براهت
كجائي گل من تو رفتي مي دونم دلم تنگ واسه تو نا مهربونم
بدون تا ابد تو قلب مني ولي باز چه ساده دل و ميشكني

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

ديشب در خلوت تنهاييم آهسته بي تو گريستم...

کاش صداي هق هق گريه ام را باد به تو مي رساند...

تا بداني "بي تو" چه مي کشم

کاش قاصدک به تو مي گفت اين پيغام را ميرساند که اميد و آرزوهايم بي تو

آهسته آهسته در حال فرو ريختن است...

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

يادت هست روزي که دستت را به دستانم دادي و تمام وجودم را آتش زدي؟
آن روز نمي دانستم چرا مي سوزم؟!  ولي حالا خوب ميفهمم که دستانت پيام آور آتش  دروني ات بودند
اکنون نيز دارم مي سوزم؟! ولي نه از گرماي عشق تو
از غم نبودنت، از اندوه دوريت !؟
و چه زجر آور است اين سوختن، که حتي دريا دريا آب هم نمي تواند لحظه اي آرامش کند
بي تو حتي ديگر ساحل هم پاهاي آتشينم را در خنکاي آ؛وشش نمي گيرد !؟
انگار او هم به دوتايي بودن رده پاها عادت کرده و حالا رد پاي تنهاي من برايش غريبه است
آه اي محبوب من، بي تو دنيا هم مرا آتش  ميزند

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم كه ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت كنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم
تا اينكه يك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب داشت..از پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني كه من هيچوقت نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا كني..ولي اين بود اون حرفات..حتي براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد

چشمانش را باز كرد..دكتر بالاي سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دكتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت كنيد..درضمن اين نامه براي شماست
دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاكت ديده نميشد. بازش كرد و درون آن چنين نوشته شده بود

سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.(عاشقتم تا بينهايت)

دختر نميتوانست باور كند..اون اين كارو كرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود
آرام اسم پسر را صدا كرد و قطره هاي اشك روي صورتش جاري شد..و به خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نكردم....

 

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت22:7توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

                           

               

              اخرين فرصت را غنيمت مى شمارم

             اخرين لحظه را در اغوش مى گیرمت

                         اخرین ستاره را در عمق چشمانم مى نشانم

           اخرين ديدار را به خاطر مى سپارم

               اخرين شبنم را از چشمانم مى بارم

                  اخرين پاره ى قلبم را به تو مى سپارم

                اخرين فرصت را غنيمت مى شمارم

             و اخرين كلام را به زبان مى اورم

                       دوستت دارم .....

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

مقابل دريا كه مى رسم

فقط براى چشمهايت دعا مى كنم

اما تو هرگز مستجاب نمى شوى!!!

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

بيا!!!

بيا كه باز باورت كنم

اهل همين كوچه پس کوچه هاى بارانى

راستى... قرارمون

همان ساعت ...نمى دانم

ساعت لجوجى كه هيچ عقربه اى روى شانه هايش به خواب نمى رود.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

تو!!! هميشه فرصت كوتاه منى

براى شعر

تا مى ايم زمزمه ات كنم

زود تمام مى شوى

ساعت قرارمان

يك دقيقه به هيچ است

و من هميشه فقط يك دقيقه

دير ميرسم....

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت4:23توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

                                           

                                              

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت0:57توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

 

آدم عزيزانشو فراموش نميكنه .... به نديدنشون عادت ميكنه .............

تقديم به كسى كه عادت نديدنش مثل فراموش كردنش غير ممكنه.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

سكوتم :براى تو .

هوايم :هواى تو .

دلتنگیم : براى تو .

تنهاييم :به ياد تو .

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

مرداب براى به دست آوردنه نيلوفر ساله ميخوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره ....

پس اگه كسى رو دوست دارى براى به دست أوردنش سالها صبر كن.

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت1:49توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

 

 

 

دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات           رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه ...

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

عاشقت خواهم ماند…………..بي آنكه بداني. دوستت خواهم داشت ……………. بي آنكه بگويم      . درد دل خواهم گفت…………بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد ………………..      بي هيچ سخني . در آغوشت خواهم گريست…….بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد ………..بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت16:19توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

 

                            

 

خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی  عاشق باشی   و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و  توی دل گریانی . وقتی تو  خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام  درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت  دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند. بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

ر خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به     من سر مي زند

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر  چشماشو بست  و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط  چند تا حباب رو آب ديد

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت15:50توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

دیگر به خلوت لحظه‌هایم عاشقانه قدم نمی‌گذاری، دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمی‌بینمت. سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام . من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبوررانه گذرنده ای؟! من نگاه ملتمسم را در این واژه ها پر کرده ام که شاید .... دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است ...

+نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت12:1توسط .•:*¨`*:•. نگین.•:*¨`*:•.| |